ماهيت تروريسم
تروریسم[1] پدیدهای است که همواره در طول تاریخ حضوری مستمر داشته؛ اما در یک دهه گذشته بیش از پیش شدت یافته و موجب واکنشهایی متفاوت در عرصه بینالملل گشته است. در این مقاله، نگارنده در تلاش است تا ماهیت این پدیده هراسانگیز را بررسی نماید.
تعاريف مختلفي از تروريسم موجود است؛ با اين وجود، عناصري مشترك در ميان اكثر آنها وجود دارد. مهمترين مولفههاي اشكال گوناگون تروريسم، عبارتند از این که تروريسم، (1) يك عمل خشونتآميز (2) عمدي (3) و از روي عقل و تدبیر است كه (4) موجب ترس و هراس (5) در گروه اجتماعى مورد هدف تبليغ[2] ميگردد (6) تا ايشان را وادار به تغيير رفتار نمايد ((www.state.de.us/cjc/terrorism/nature. از این رو، رگههاي مشترك تعاريف مختلف، تروريسم را به عنوان پديدهاي سياسي، رواني، قهرآميز، پويا و عمدي نشان ميدهند (www.terrorism-research.com/behavior).
يك عمل تروريستي، عملي سياسي به شمار ميآيد و يا اين كه به قصد تاثير سياسي صورت ميگيرد. تروريسم، عملي سياسي است كه هدفش، ايجاد تغيير در رفتار قدرت است. به این ترتیب، تروريست تحت فرمان اميال و جاهطلبيهاي شخصي به حركت در نميآيد ((www.state.de.us/cjc/terrorism/nature.shtml.
اعمال تروريستي موجب اثرات رواني (نظیر وحشت) ميشود. آنها، گروه اجتماعى را که هدف تبليغ هستند بيش از قربانيان واقعي عمل تروريستي، مورد توجه قرار مي دهند. گروه اجتماعى مورد هدف تبليغ ممكن است به طور كلي، جمعيتي مانند بخش خاصي از يك جامعه (براي مثال اقليت قومي) و يا نخبگان تصميمگير در بخش نظامي، اجتماعي، و سياسي جامعه را شامل گردد.
خشونت و تخريب در تروريسم براي ایجاد تاثير مورد نظر به كار میرود. حتي اگر در یک عملیات تروریستی منجر به تلفات يا تخريب فیزیکی چندانی نشوند؛ اما تهديد يا پتانسيل خشونت موجود در آن، اثرات مورد نظر را به وجود ميآورند.
گروههاي تروريستي خواستار تغيير، انقلاب، يا تحول سياسياند. نقطه نظرات راديكال تصديق ميكنند كه تروريسم ميتواند اقدامی موثر براي ويران كردن يا دگرگون ساختن وضع موجود باشد. حتي اگر اهداف يك جنبش، داراي خوي ارتجاعي است؛ اما آنها در پی برگرداندن زمان يا بازگرداندن برخي از سيستمهاي ارزشي پرورش يافتهاند كه پیشتر منسوخ شدهاند. هيچ تروريستي مرتكب حملات خشونتباری برضد غريبهها يا بيگناهان نميشود تا همه چيز به روال هميشگياش ادامه دهد و اين نشان از پويايي تروريسم است.
تروريسم عبارت از فعاليتي است كه براي دستيابي به اهداف به خصوصي، طرحريزي و اجرا ميشود، از روي عقل و منطق عمل ميكند، تاكيتيكهايش را بر ميگزيند و عملي، رندوم و بیهدف نيست. غالبا تروريستها در انتخاب اهداف خود اين را لحاظ ميكنند كه كدام يك از آنها براي اهدافشان مناسبترند. هدف بايد داراي ارزش نمادين باشد و يا توانايي برانگيختن واكنشهاي حسي بر اساس اهداف تروريستي را داشته باشد. بايد به ياد سپرد كه هدف واقعي تروريسم، قرباني خشونت نيست بلكه تاثیرات رواني ناشی از آن است (www.terrorism-research.com/taypes).
به این ترتیب، تروريسم به دنبال تاثيرگذاري بر جامعه است و تروریستهای امروزی برای تحقق هر چه بیشتر این مهم، سه نوع حمله تروريستي را مد نظر دارند:
1) حملاتي كه شامل کاربرد سلاحهاي تخريب/ کشتار جمعي[3] است؛
2) حملاتي كه شامل کاربرد سلاحهاي صدمات و تلفات جمعي[4] است؛ و
3) حملاتي كه شامل کاربرد سلاحهاي انهدام جمعي[5] است.
لازم به ذكر است كه ذکر اين تمايزات براي جلب توجه بر قصد عمل تروريستي است تا بر خود ابزارها.
يك سلاح کشتار جمعي، سلاحي است كه موجب آسيب به ساختمانها، سدهاي آب، پلها، سيستمهاي رايانهاي يا ساير ساختمانهاي جامعه ميگردد. يك سلاح صدمات و تلفات جمعي، سلاحي است كه موجب بيماري يا مرگ گسترده ميشود. سلاحهاي بيولوژيكي و شيميايي از آن جملهاند که همگي زيرمجموعه سلاحهاي كشتار جمعي (WMD) قرار ميگيرند. سلاحهاي انهدام جمعي، سلاحهايياند كه موجب صدمات و آسيبهاي اجتماعي، سياسي و يا اقتصادي در جامعه مي شوند. سلاحهاي امواج ضرباني مغناطيسي (براي درهم گسيختن عملكرد رايانهاي)، تروريسم كشاورزي[6] براي برهم زدن تامينكنندهها يا توليدكنندههاي غذايي) يا سايبر-تروريسم[7] (از كاراندازي رايانهها و تخريب محفوظات و اطلاعات بانكي يا دولتي) مثالهايي از سلاحهاي انهدام جمعي هستند. اين تمايزات، نشان ميدهند كه چطور اهداف تروريستي قابل دستيابياند و اين كه هر عمل خشونتآميزي، الزاما تروريسم نيست. يك عمل تروريستي ميتواند شامل كاربرد سلاحي باشد كه به هر سه هدف نايل گردد؛ چنان چه در حملات تروریستی 11 سپتامبر مشاهده گشت. در اين حمله، تخريب جمعي زيرساختها (مركز تجارت جهاني و پنتاگون)، تلفات جمعي (هلاكت بيش از 3000 نفر) و انهدام جمعي (هواپيماها را از بين برد، قوانين جديد رايج شد، ترس از حملات آتي افزايش يافت، و ميليونها دلار به خاطر آسيب مركز تجارت جهاني به عنوان يك مركز اقتصادي از بين رفت) دیده شد.
ايجاد رعب و وحشت، راهي ارزان در دست تروريست هاست تا به نبرد با نظم اجتماعي-سياسي حاكم دامن زنند. بخ اين ترتيب، برخي به خاطر شباهت جنگ و تروريسم، آن را زير مجموعه جنگ ميدانند.
استفاده منظم از قتل، جرح و تهديد براي دستيابي به يك هدف انقلابي؛ وجود جو ترس، ارعاب و تهديد؛ انتخاب بدون تبعيض اهداف؛ غيرقابلپيشبيني بودن؛ عدم تن دادن به قوانين متعارف جنگ؛ نداشتن توجيه اخلاقي براي مبادرت به حركات تروريستي در فلسفه سياسي گروههاي تروريستي؛ و استفاده از روشهاي وحشيانه نظير بمبگذاري در وسایل نقلیه عمومی از جمله ويژگيهاي اجمالي تروريسم به شمار مي رود (سيمبر، 1380: 69).
به اين ترتيب، نبايد تروريسم را با جنگهاي سنتي به اشتباه گرفت. در جنگ، هدف به خاطر ارزش نظامياش انتخاب شده است. در جنگ، گروه افرادي كه مورد هدف حمله هستند هم داراي برخي ارزشهاي خاصند و نيز با حمله به آنها، يك هدف و دستآورد نظامي حاصل ميشود. با این وجود، تروريسم نبايد با جنايات جنگي[8]، اشتباه گرفته شود. يك مثال براي جنايت جنگي ميتواند رفتن ارتش به داخل يك شهر با هدف پاكسازي آن از قواي دشمن باشد و در حالي كه مشغول چنين كاري است دست به كشتار شهروندان بيسلاح و غير جنگجويان و غیر نظامیان زند. اگر چه چنين عملي غير قانوني است و جنايت تلقي ميشود؛ اما به عنوان تروريسم بررسي نميگردد. چنين توجيه ميشود كه كشتار به خاطر از دست دادن كنترل ارتش صورت گرفته است نه به خاطر اين كه از طريق چنين تخريبي، ساير شهرها و جوامع، مرعوب شوند. در تمايز تفاوت بين جنگ و تروريسم، دليل حمله و تاثيرات ناشی از آن بر هدف خود حمله ارجحیت دارد.
به طور خلاصه بايد اظهار كرد كه تروريسم بايد به عنوان يك عمل سياسي براي دستيابي به اهداف مورد نظر از طريق كاربرد خشونت و زور درك شود. تروريسم، عملي غير عقلاني نيست كه توسط ديوانگان صورت ميگيرد. تروريست به خاطر لذت و نفع شخصي، مرتكب عمل تروريستي نميشود. برای مثال، در تروريسم انتحاري، مرد يا زن بمبگذار در انديشه انجام دادن آن عمل است و هدف به اندازه زندگي وي و زندگي قربانيانش ارزش دارد. قصد وي تنها كشتن افراد حاظر در محل عمليات نيست؛ بلكه در كل، تاثيرگذاردن بر جامعهاي وسيعتر است. حمله تروريستي از طریق انواع اقدامات خرابکارانه نظیر تخريب ساختمانها و دستگاههاي يك جامعه، كشتن يا مجروح ساختن افراد يا برهم زدن زندگي آرام جامعه به اهداف روانی خود برسد. هدف ميتواند مجبور ساختن يك حكومت به مذاكره يا انتقامجويي از يك اقدام حكومتي باشد. تروريسم نوین در جستجوي قربانيان خاص نيست؛ بلكه در پي اهداف ويژهاي است تا خروجي خاصي به دست آيد.
بنابراین، ماهيت تروريسم، هدف قرار دادن بدون تبعيض افراد با يك هدف و منظور خاص است افراد كشته ميشوند بدون اين كه به صورت ويژه مورد هدف قرار گرفته باشند. تروريسم، عملي است كه منطبق با عقل و انتخاب صورت ميگيرد. اهداف، انتخاب ميشوند؛ زيرا اهداف انتخاب شده (خواه تخريب زيرساختها، خواه كشتار گسترده و يا درهم شكستن و انهدام جامعه) منجر به تاثيرات مورد نظر مي گردند.
اگر چه ماهيت تروريسم مدرن اين است كه هر چيز ميتواند قرباني باشد؛ اما تروريسم، تصادفي و رندوم نيست. هدفي كه ظاهرا به صورت رندوم انتخاب شده، رندوم و بیهدف نيست؛ بلكه ظاهرش به عنوان رندوم موجب نگراني عمومي و ترس و تغيير در رفتاري ميشود كه در آن دقيقا تروريست به دنبال آن است. تروريسم همچنين يك عمل عمومي است و به گونهاي كه جامعه بزرگتر آن را ميبيند و به آن واكنش نشان ميدهد. تروريست بايد هدفي را برگزيند كه داراي ارزش نمادين يا ارزش اقتصادي (براي مثال مركز تجارت جهاني) يا اهدافي كه ارزش عمومي دارند (اتوبوس، رستوران و غيره) باشند تا توجه عمومي را به خود جلب نمايد و منجر به تغییر رفتار عمومي گردد (www.terrorism-research.com/behavior).
[2] Target Audience
[3] Weapons of Mass Destruction
[4] Weapons of Mass Casualty
[5] Weapons of Mass Disruption
[6] Agro-Terrorism
[7] Cyber-Terrorism
[8] War Crimes
منابع:
· سيمير، رضا (1380)، تروريسم در روابط بين المل؛ چالش ها و اميدها، نشريه راهبرد، پاييز.
· The Nature of Terrorism, http://www.state.de.us/cjc/terrorism/nature.shtml
· Types of Terrorist Incidents, http://www.Terrorism-Research.com/types/
· Terrorist Behavior, http://www.Terrorism-Research.com/behavior/
